بنویسید «مورچه» می‎توانید

در حال خواندن «فصل نگارش پیوسته، از کتاب تا می‌توانی بنویس به نوشته‌ی نویسنده‌ای چیره دست، ناتالی گلدبرگ» بودم. میانه‌های فصل، به مورچه‌ای ترکیده شده وسط صفحه برخوردم، اسکلت‌های کبود رنگش خشک شده بود و پاهایش شبیه به رَدّ خودکاری، بر روی صفحه‌ی کاغذ مانده بود. نمی‌دانم چگونه سر از میانِ این کتاب درآورده بود […]

وبلاگ نویسی

وبلاگ نویسی یکی از تجربه‌های شیرینی است که در این مدت اخیر تجربه کرده‌ام. در واقع وبلاگ نویسی به من کمک کرد همانی باشم که هستم، به دور از نمایش و خودفریفتگی. از هر چه دوست دارم به زبان ساده و رسا بنویسم کمال گرایی را دور بیاندازم و با خیال راحت در خانه‌ای که […]

جزئی نگری را در یادداشت‌های روزانه خود تقویت کنید

جزئی‌نگری خود را در یادداشت‌های روزانه‌تان تقویت کنید. وقتی شروع به نوشتن می‌کنید همزمان حواس پنج‌گانه را نیز فعال کنید. از رنگ‌ها، مزه‌ها، بوها، ساختار و چینش اطراف خود بنویسید. به نحوه رفتار آدم‌ها دقت کنید و طرز صحبت کردن با لهجه خاص آن‌ها را یادداشت کنید.   اگر یک مخاطب از اصطلاحی به عنوان […]

رهایی از عادت‌های بد

چگونه عادت‌های بد را از خود دور کنیم؟ عادت‌ها همانطور که از اسمش مشخص است، می‌توان آنها را فراموش کرد یا تغییری داد. اگر می‌خواهید مسیرتان را عوض کنید بدون شک، باید عادت‌های بد خود را اصلاح کنید. عادت‌ها گاهی ممکن است تبدیل به رفتار ما شوند، در این صورت ترکشان دشوارتر خواهد بود و […]

چرا می‌نویسم؟

چرا مینویسم؟ تاکنون این سوال را از خود پرسیده‌اید؟   من هر روز به این سوال پاسخ می‌دهم. با پاسخ دادن به آن راهم روشن‌تر می‌شود. از طرفی اشتباهاتی را که در طی این مسیر مرتکب شده‌ام دوباره مرور می‌شوند که دیگر آنها را تکرار نکنم. تعدادی از دلایل خودم را برای نوشتن و چرایی آن […]

لذت دو روز تنهایی

  من روزهای زیادی را به تنهایی در خانه گذرانده‌ام. از نظر من یک نویسنده در زندگی باید بر بزرگترین ترس خود برای رسیدن به هدفش غلبه کند. ناتالی گلد برگ می‌گوید: ترس من تنهایی است. اما یک نویسنده بیشتر اوقاتش را در تنهایی سپری می‌کند. چون او مدام باید بنویسد و بخواند. یک نویسنده […]

نگارش یک متن

دریا خاطره خوشی برای من ندارد. دوستش دارم ولی مثل سابق نه. ده ساله بودم که بهترین دوستم را با خودش برد. کودک بودم. نمی‌دانستم رفتن آن هم با دریا یعنی چه. اما وقتی اشک‌های مادرش را دیدم تازه فهمیدم چه می‌گویند. او هرگز بازنگشت. برایش نامه‌ای نوشتم. درون یک بطری سبز رنگِ افتاده کنار […]

از اشتباهات خود برای پیشرفت بهتر بهره بگیرید

چیزی که بی‌نقص و کامل باشد وجود ندارد. گاهی بعد از گذراندن یک روز پر انرژی و خوب تصمیم می‌گیرم نوشته عالی و بی‌نقصی بنویسم غافل از آنکه فاتحه‌ی نوشته خود را هم اکنون خوانده‌ام. نوشتن پیش بینی شده نیست. باید وارد دنیای آن شویم تا بفهمیم می‌خواستیم از چه بنویسیم. از این تصمیمات به […]

ایجاد شرایط دلخواه یا انتظار؟

اگر خدا قبول کند از دار دنیا یک میز دارم و یک گوشه از کنج این خانه که می‌توانم بنشینم، بخوانم و بنویسم. اما هیچ کدام از آنها متعلق به من نیست. از کودکی تا به اکنون من هیچگونه میز تحریر و اتاق جداگانه‌ای نداشته‌ام. اما چرا، از خدا که پنهان نیست از شما چه […]

بوی دهان کبوتر

از دیروز پیاله‌ای در سفره‌ی من است که بوی دهان کبوتران همسایه می‌دهد که نوک زده‌اند بر سفال آن منقارشان را به کف پیاله مالیده‌اند از دیروز پیاله‌ای در سفره‌ی من است که بوی دهان کبوتران همسایه می‌دهد و کبوتران منتظرند که شنبه‌ای بیایدُ پُر کند کسی آن را از دلخوشی  

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز