لذت دو روز تنهایی

  من روزهای زیادی را به تنهایی در خانه گذرانده‌ام. از نظر من یک نویسنده در زندگی باید بر بزرگترین ترس خود برای رسیدن به هدفش غلبه کند. ناتالی گلد برگ می‌گوید: ترس من تنهایی است. اما یک نویسنده بیشتر اوقاتش را در تنهایی سپری می‌کند. چون او مدام باید بنویسد و بخواند. یک نویسنده […]

نگارش یک متن

دریا خاطره خوشی برای من ندارد. دوستش دارم ولی مثل سابق نه. ده ساله بودم که بهترین دوستم را با خودش برد. کودک بودم. نمی‌دانستم رفتن آن هم با دریا یعنی چه. اما وقتی اشک‌های مادرش را دیدم تازه فهمیدم چه می‌گویند. او هرگز بازنگشت. برایش نامه‌ای نوشتم. درون یک بطری سبز رنگِ افتاده کنار […]

از اشتباهات خود برای پیشرفت بهتر بهره بگیرید

چیزی که بی‌نقص و کامل باشد وجود ندارد. گاهی بعد از گذراندن یک روز پر انرژی و خوب تصمیم می‌گیرم نوشته عالی و بی‌نقصی بنویسم غافل از آنکه فاتحه‌ی نوشته خود را هم اکنون خوانده‌ام. نوشتن پیش بینی شده نیست. باید وارد دنیای آن شویم تا بفهمیم می‌خواستیم از چه بنویسیم. از این تصمیمات به […]

ایجاد شرایط دلخواه یا انتظار؟

اگر خدا قبول کند از دار دنیا یک میز دارم و یک گوشه از کنج این خانه که می‌توانم بنشینم، بخوانم و بنویسم. اما هیچ کدام از آنها متعلق به من نیست. از کودکی تا به اکنون من هیچگونه میز تحریر و اتاق جداگانه‌ای نداشته‌ام. اما چرا، از خدا که پنهان نیست از شما چه […]

بوی دهان کبوتر

از دیروز پیاله‌ای در سفره‌ی من است که بوی دهان کبوتران همسایه می‌دهد که نوک زده‌اند بر سفال آن منقارشان را به کف پیاله مالیده‌اند از دیروز پیاله‌ای در سفره‌ی من است که بوی دهان کبوتران همسایه می‌دهد و کبوتران منتظرند که شنبه‌ای بیایدُ پُر کند کسی آن را از دلخوشی  

کنترل انتخابات

ما به عنوان یک فرد دغدغه‌مند در حوزه‌ی نوشتن باید کنترل انتخابات و تصمیم‌های روزانه‌ی خود را در دست بگیریم. در واقع این کار باعث می‌شود هر چیزی سرجای خودش قرار بگیرد و منتهی به رفتارهای روزانه و یک سری اقدامات تاثیر گذار در زندگی روزمره‌ ما شود. دقیقا در همین لحظه که این مطلب […]

چشم‌هایت را مَبند

آینه چقدر پیر شده بود وقتی چشم‌هایت را بستی مردی با خشم تاریکش از چشمان بسته‌ی عریانت عبور می‌کرد بی‌هیاهو و با پیاله‌ای خاکستر! صدای پایی از درون از پنجره‌های بی‌پرده‌ی چشمت بیرون می‌ریخت چشمهایت را که باز کردی آینه پیرتر شده بود پروانه‌ها موهایت را به باد داده بودند تا بخار شود و قطره‌ای […]

سینگونیوم، در ستایش معبود

آنقدر لایه به لایه‌اش زیبا چی شده بود که حیرت کردم برگه سبز زنده‌ای که جهان سینگونیوم را زنده می‌کرد. در مقابل مخلوق سر تعظیم فرود آورده و خمیده مقابل سبز گیاهی سربلند می‌کرد. امروز وقتی در حال مطالعه کتاب شعر احمدرضا احمدی بودم، چشمم به او افتاد. گیاه سینگونیوم را می‌گویم. آنقدر زیبا و […]

زبان بدن

تا به حال به حرکت بدن خود توجه کرده‌اید؟ حرکات بدن ( دست‌ها، پاها، اعضای صورت و…) که همان زبان بدن هستند بسیار در نحوه‌ی ارتباط ما با دیگران موثرند. زبان بدن هر شخص متفاوت است. اما به طور کلی بعضی حرکات بدن هستند که شناخته‌ترند، یعنی ما خیلی غیرارادی آن‌ها را انجام می‌دهیم. مثل […]

آرامش مطلق

هر کمبودی که در زندگی داریم گاهی ممکن است ما را مقداری از رسیدن به هدف خود دور کند. یا از زودتر رسیدن به آن منع کند. اما تنها بی‌خداییست که آدم را می‌کُشد. تصور کن برای چند ثانیه کمبود حضور خداوند را احساس کنی زندگی به حدی بی‌رنگ و بی‌اساس خواهد شد که توان […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز