می‌ریخت آفتاب
در کوچه‌ای بُن بست
از لنگه‌های در
تا کوله بار مَرد
چشمی ز پشت سَر
می‌جُست خورشید را
در کوله بار مَرد
گویی که او بُرده است
شش حرفِ خورشید را
ابرِ کبود رنگی
با تکه‌ای غصه
بوسه به خالِ ماه
با طرح قالی‌ها
می‌زد و می‌بالید
مَرد همچنان پرشور می‌رفت و می‌خندید
می‌چید قُمری را از شعرهای نور
می‌ریخت هرچه را بود و نبودش بود
در کوله بار خویش
در کوله بار خویش

مطالب مرتبط

8 پاسخ به “بوسه به خال ماه”

  1. Avatar فرح پایا گفت:

    شعرهایت بوی خوبی دارند. عطر یاس وبهار نارنج
    خوش آهنگند چون نغمه چلچله های مست ومرا میبرد به گوچه های سادگی

  2. Avatar erotik گفت:

    These are truly fantastic ideas in regarding blogging. Elenore Cy Rise

  3. درود بر تو زهرا خوش ذوق
    لذت بردم خیلی خووب بود.
    امیدوارم سال خوب و جذابی پیش رو داشته باشی

  4. عالی بود زهرا جانم مثل همیشه
    شعرهای تو مثل نسیم کنار ساحل لذت‌بخشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز